نزدیک افطار بیستمین روز ماه رمضانه. 10 دقیقه تا افطار بیشتر نمونده. شب احیا هم هست. می خوام برای مراسم احیا برم حرم. پارسال هم رفتم. دقیقا یادمه. چقدر زود گذشت. پارسال مهمترین خواسته ام این بود که ارشد قبول بشم که شکر خدا شدم. امسال اما آرزوهای دیگری دارم. برای همتون دعا می کنم. بخصوص برای دوست عزیزم "من" و همچنین برای عاطفه خانم که از وطن خیلی دوره و میدونم که امام رضا رو خیلی دوست داره.

/ 12 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من

ممنون ما شما رو نداشتيم چی کار می کرديم؟ راستی فکر می کنی اگر ازدواج نمی کرد چی کار می کردی؟ واقعا تصميم جدی داشتی؟ فکر نمی کنی اين طوری بهتر شد؟ شايد هم دليل محل ندادنش همين بوده که با کس ديگری قرار بوده ازدواج کنه. چقدر سوال پرسيدم!

من

دليلش اينه که خيالش راحته که الان از رفتارش هيچ برداشت عاطفي نمي کني. آدم وقتي ازدواج مي کنه با ادمهاي مجرد راحت تر مي تونه برخورد کنه

کتايون

سلام يادتون نرفت ما رو هم دعا کنيد که؟

....

الان همون جائی وايسادم که تو پارسال وايساده بودی.جالبه

...

مرسی از نظرت و مرسی از دعات. راستش يه ذره قضيه زيادی حاده.من کتاب روانشناسی زياد خوندم.خب همشون ميگن گذر زمان حلش ميکنه.از زمانی که تصميم ميگيری حدود يکسال. ولی من بيش از ۴ ساله که ميخوام فراموش کنم. ولی نميشه. يه اعتراف: شايد واقعا دلم نمياد فراموش کنم.

....

تو دوستای مجازيم هميشه اولين کسی هستی که وبلاگشو ميخونم.حتی اگه نظر ندم.اينم جالبه.نميدونم چرا. يه چيز ديگه هم واسم جالبه.اينکه خيليا شرايط منو دارن ولی مثل من داغون نشدن.يعني حداقل به بقيه ی ابعاد زندگيشون رسيدن.نتيجش چيه؟شايد من خيلی بی جنبه ام.

.....

سلام.مرسی آره بايد بخونم ولی نه بخاطر اون بخاطر خودم بايد واسه هميشه تمومش کنم

....

عصبانی نشو اين دقيقا حسيه که شريعتی بهم ميده يه حس گنگ که نميدونم چی ازش بنويسم

...

شرمنده.اين کامنت آخرو اشتباهی فرستادم