چه زود ترم یک تموم شد. این برف و سرما باعث شد ترم جدید یک هفته دیرتر شروع بشه. یعنی از شنبه آینده. فعلا که ۹ واحد دارم. ولی شاید ۱۲ واحد برداشتم. معلوم نیست.

این روزها هم دارم پروژه های یکی از درس هام رو که برنامه نویسی است می نویسم. ۲۰ روز دیگه هم کنفرانس برگزار میشه که من باید برم اولین مقاله ام رو ارائه بدم. یک کمی می ترسم. ولی قطعا تجربه خوبیه. دوست داشتم چند روز بیکار بودم تا ویرایش کتاب رو تموم کنم. ولی افسوس! هم دلم می خواد برم سراغش و هم می دونم که کارهای مهم تر دارم!

جشنواره فجر از چند روز دیگه شروع میشه. منتها نمیدونم مشهد هم برگزار میشه یا نه. پارسال که برگزار شد. یادش بخیر. کنکور داشتم اما همش میرفتم جشنواره! دوستام می گفتن نرو بچه! بشین درست رو بخون! ولی من می رفتم. سینما رو خیلی دوست دارم. محیطش بهم احساس خوبی میده. امیدوارم جشنواره امسال هم در مشهد برگزار بشه.

/ 12 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ليلی

سلام. ممنون از محبتی که به وبم داشتيد.. اين طور که معلومه مشهد زندگی می منيد.. خوش به سعادت شم. التماس دعای بسيار دارم.. سرفراز و جاودان باشيد.

ليلی

سلام. ممنون از حسن نظرتون. در دعاهاتون من را هم ياد کنيد... شاد باشيد و برقرار.

کتايون

سلام ميبينم که شما هم مثل من هنوز عرق امتحانا خشک نشده به فکر ترم بعدی.چقدر ما بچه های درس خونی هستيم خدائيش. هر روز ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۶:۳۰ برنامه ی صدای سيمرغ۹۳.۹مگاهرتز موج اف ام.و شبها ساعت ۱۱تا ۱۲.موج اف ام ۱۰۳.۹مگاهرتز برنامه ی ناگهان سينما رو گوش بده.جالبه. موفق باشی

عاطفه

which conference? U didnt tell me anything.

من

خودتم به وبلاگت سر نمی زنی ها

من

بگو شايد که سر عقل آمدم

پرشیلا

دوباره سلام 22 بهمن ماه مبارک باد یاعلی ...

ليلی

سلام . ممنونم که به وبم سر ميزنيد.. شما چرا آپديت نمی کنيد؟ وقت زيادی نمی گيره.. روز خوبی داشته باشيد .

×××)خدایی که شکست خورد(×××

خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویش مانیم که یا جای پای خود می نهیم و غروب می کنیم هر پسین این روشنای خاطر آشوب در افق های تاریک دوردست نگاه ساده فریب کیست که همراه با زمین مرا به طلوعی دوباره می کشاند ؟ ای راز ای رمز ای همه روزهای عمر مرا اولین و آخرین

×××)خدایی که شکست خورد(×××

خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویش مانیم که یا جای پای خود می نهیم و غروب می کنیم هر پسین این روشنای خاطر آشوب در افق های تاریک دوردست نگاه ساده فریب کیست که همراه با زمین مرا به طلوعی دوباره می کشاند ؟ ای راز ای رمز ای همه روزهای عمر مرا اولین و آخرین