ماجرای استاديوم

امروز با سه تا از دوستام رفتیم ورزشگاه ثامن برای دیدن فوتبال ابومسلم و استقلال. من خیلی فوتبالی نیستم. ولی برای تنوع در زندگی! گفتم برم ببینم این استادیوم چه شکلیه و فوتبال رو از نزدیک دیدن چه جوریه. دیر رسیدیم. کل شهر شلوغ بود. همه خیابونها ترافیک بود. یک عالمه پلیس دور و بر ورزشگاه بودن. تازه حساب کنین که ورزشگاه بیرون از شهره. خلاصه بلیت گیرمون نیومد ولی دیدم در رو باز گذاشتن و ملت همین جور دارن میریزن تو! ما هم رفتیم. استادیوم پر پر بود. برای همین در رو باز گذاشته بودن. چون کل بلیطها رو فروخته بودن! خلاصه تمام بازی رو در حالی که ایستاده بودیم دیدیم. بازی که آخر ۱-۱ شد اما حرفهایی که در ورزشگاه زده میشد خیلی جالب و البته عجیب و غریب بود! شنیده بودم که تو ورزشگاهها حرفهای زشت زیاد میزنن اما نمیدونستم اینقدر! آخ! چشمتون روز بد نبینه! تا دلتون بخواد فحش و ناسزا شنیدم. جالب اینجا بود که به همه فحش میدادن حتی به بازیکنان تیم خودشون! اگه داور برای یک تیم خطا میگرفت همه تشویقش میکردن و میگفتن «داور دوستت داریم» و ده ثانیه بعد که به ضرر اونا سوت میزد بهش فحش میدادن! (از بیان متن کامل و دقیق ناسزاها به داور مسابقه به علت مسائل اخلاقی معذوریم!) آخر به این نتیجه رسیدم که ملت میان استادیوم که همین فحش ها رو بدن و برن. خیلی هم براشون مهم نیست که بازی رو کی میبره!

/ 3 نظر / 14 بازدید
من

چقدر مثبت انديش تشريف داريد . نه بابا من اين هايي كه فكر مي كني نيستم. من خودم مي دونم چي ام. راستي استاديوم رفتن زياد هم بد نيست دايره ي لغاتت گسترده مي شه!

.*رقیه جون*.

اووووووووووه! چقده اين چند وقته که من نبودم آپ کردی ! همه رو بايد بخونم ...

محلی برای تخليه عقده ها!!!!!