مقاله رو تو کنفرانس ارائه کردم. تجربه خوبی بود. شکر خدا تپق نزدم. ترم جدید هم دیگه رسما شروع شد. درس ها هم که سخت سخت!
الان یکی از دوستام اومد تا از من خداحافظی کنه. هفته دیگه میره سربازی. منم دو سال دیگه باید برم! با این دوستم از راهنمایی با هم بودیم. خاطرات خیلی زیادی داریم. و حالا داره میره سربازی. باورم نمیشه. یک احساس خاصی دارم. توصیفش سخته. دیگه بزرگ شدیم! آره. بزرگ.

/ 7 نظر / 12 بازدید
ليلي

سلام. چقدر زمان زود می گذره.. امید که تکرار مکررات نباشه..موفقیتهاتون را هم تبریک میگم.

من

يه چيزي رو مي دوني ؟ هر وقت صفحه ي تو رو باز مي کنم مي گم خوش به حالش .. واقعا خوش به حالت!

کتایون

سلام دیدی گفتم کارا خوب پیش میره. سربازی هم........خب دیگه.مرده و سربازی. موفق باشی.

افشین

سلام خوبی؟ من آپم ببخشید دیر به دیر میام[گل]

عاطفه

khosh halam ke in yekio ma dokhtara nabas berim.

گلستان حکایات

سلام دوست خوبم سپاس به خاطر همراهی و توجه شما به وبلاگ گلستان حکایات.ما تازه در شروع کار هستیم و رسیدن به هماهنگی های لازم نیازمند زمان است.در ضمن قرار در روزهای زوج وبلاگ آپ بشود.

کتایون

سلام خیلی کم پیدا شدین.چه حال و احوال؟ موفق باشی.