شعر تیتراژ پایانی سریال مدار صفر درجه به کارگردانی حسن فتحی- آهنگسازی فردین خلعتبری- شعر افشین یداللهی و صدای علیرضا قربانی:

وقتی گريبان عدم، با دست خلقت می‌دريد
وقتی ابد چشم تو را، پيش از ازل می‌آفريد
وقتی زمين ناز تو را، در آسمان‌ها می‌کشيد
وقتی‌ عطش طعم تو را، با اشک‌هايم می‌چشيد
من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلی
چيزی نمی‌دانم از اين، ديوانگی و عاقلی ...
يک آن شد اين عاشق‌شدن، دنيا همان يک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا، از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم، شيطان به نامم سجده کرد
آدم زمينی‌تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو، نه آتشی و نه گِلی
چيزی نمی‌دانم از اين، ديوانگی و عاقلی ...

افشين يداللهی

/ 7 نظر / 13 بازدید
سميرا

سلام... شعر خيلی قشنگی بود ... ممنونم از بابت لطفت

من

او کيلو چنده؟ حالا باز ما اومديم يه چيزی بگيم ها!

.*رقیه جون*.

سلام ... عيدتون مبارکا باشه ... قصه باشه واسه يه وقت ديگه ولی حتما می ذارمش ... به خاطر شما

.*رقیه جون*.

شما لطف داری به من ! ولی ترجيح می دم لينک نشه !

من

گل می رويد به باغ گل می رويد!( تصور کن يکی داره تو حموم می خونه!)

.*رقیه جون*.

بيخيال بابا ! عشق کجا بود ! حالم از کلمه عشق به هم مي خوره !

رسپينا

سلام. خیلی زیباست خوشحال میشم به منم سر بزنی منتظرتم