امروز بعد از سه هفته یک رمان بلند خوندم که خیلی قشنگ بود. تا حالا کتاب به این قشنگی نخونده بودم. خیلی چیزها ازش یاد گرفتم. همه جور مسائل مختلف داشت: اجتماعی - عشقی - تاریخی و خیلی چیزهای جذاب دیگه. با خوندن این کتاب - که به قول نویسنده اش: « یک داستان است »- در مورد تاریخ کشورمون هم خیلی چیزها یاد گرفتم. وقتی دیدم قهرمان داستان چقدر سختی تو زندگیش تحمل کرده از خودم شرمم اومد که چطور بعضی وقتها سر مشکلات خیلی ساده خسته میشم و جا میزنم. صبر و تحمل رو باید از «خانوم» یاد گرفت.

رمان «خانوم» اثر مسعود بهنود.

/ 5 نظر / 13 بازدید
ali

موافقم و کم کم دارم به اين قضيه بيشتر ميرسم که شحتی ها همانند کوره عمل ميکنه و حرارت در کوره باعث ميشه طلا خالص بشه ! و سختی در زندگی

افشین

سلام.ممنون که یر زدی . مشکلات ..................نمیدونم چی بگم ولی برای حل مشکلات زمان لازم هست بعضی وقت ها و بهترین کار انتظار هست ... ولی با تغییر زمان حالت های دیگر هم تغییر میکند . ولی ممکن است به ضرر آدم ها تموم شه. اون وقت بازم میشه جا نزد من نگران اینم که یه روز جا بزنم من آپم

.*رقیه جون*.

به نظر من آدمها در جايگاه خودشون مثل کوه هستن . شايد شخصيت اون داستان اگه جای من و تو بود کمرش خورد می شد ! البته اين فقط يک نظر است !

من

fonte ın safe kılıd ghatı patıye majburam englısı benevısam hala 3 hafte tool keshıd bekhunı ya 3 hafte bud roman nakhunde budı alamat soal nadare khodet bezar