درست یک سال از زمانی که وبلاگ نویسی رو شروع کردم میگذره. چه زود گذشت. تو این یک سال اتفاقات زیاد و عجیب و غریبی برام افتاد.
یادش بخیر دلیل اصلی وبلاگ نویسیم ماجرای چاپ کتاب بود. اولش با نوشتن خاطراتم در زمان نوشتن کتاب شروع کردم. اتفاقاتی که بدجور اعصابم رو خرد می کرد و نمیتونستم به هیچ کس بگم. در واقع همون درددل که اسم وبلاگم هم هست! اما راستش رو بخواین هیچ وقت فکر نمیکردم بعد از گذشت یک سال کتاب چاپ نشه. در بدترین حالت شهریور ماه رو برای چاپ کتاب پیش بینی می کردم که تازه کلی هم تخفیف داده بودم!!!! (آخه کتاب اردیبهشت ماه تموم شده بود!) ولی نشد که نشد. نمیدونم. حتما قسمت نبوده دیگه!
دکتر هم اصلا براش مهم نیست که کتاب چاپ نشده. چند روز پیش بهش گفتم من دارم کتاب رو فراموش می کنم. گفت گاهی پیش میاد!!!! اگر یک کمی حاضر بود هزینه کنه کتاب تا حالا چاپ شده بود. ولش کن. مهم نیست!
اما مهمترین فایده این وبلاگ نویسی برام بدون شک آشنایی با دوستان خیلی خوب و محترم و مختلفیه که خیلی برام عزیزند. کسانی که هیچوقت ندیدمشون و شاید هیچوقت هم نبینم اما همشون رو خیلی دوست دارم. اینه ویژگی دنیای مجازی. از این بابت خدا رو خیلی خیلی شکر می کنم.

سال نو همتون هم مبارک.