امروز دکتر رو دیدم. ولی اینقدر سرش شلوغ بود که صحبتی راجع به چاپخونه و این جور چیزها نکردیم. شاید چهارشنبه ببینمش و صحبت کنیم. نمیدونم.

راستی امروز یکی دیگه از اساتید (یعنی یک دکتر دیگه!) بهم پیشنهاد داد که یک کتاب با هم ترجمه کنیم. البته یک دانشجوی دیگر هم هست. یعنی سه نفری. من هم قبول کردم. گفتم از وقتم استفاده کنم. امیدوارم این یکی رو زود ترجمه و چاپ کنیم.