روزهای غریبی است.

دلم می خواهد  از ته قلب گریه کنم، اما می دانم  که اشکی نخواهم داشت.

گاهی مواقع دلم میخواد دختر بودم! چون دخترها خیلی راحت گریه می کنند!

یک چشم من اندر غم دلدار گریست

چشم دگرم حسود بود و نگریست

چون روز وصال آمد او را بستم

گفتم نگریستی نباید نگریست