تو این دو هفته بدجور درگیر کار آزمایشگاه بودم. خوشبختانه همه چیز خوبه و بهتر هم میشه! آزمایشگاه دیگه تقریبا مرتب شده. حالا دلت میخواد بری تو و دیگه نیای بیرون!

میبینید! من اصلا اهل تعریف کردن از خودم نیستم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 پروژه هم کم کم پیش میره. خدا رو شکر.

این روزها وقتی شب میرسم خونه اینقدر خسته ام که فقط می خوابم!!!! و این دقیقا همون چیزیه که می خواستم! یعنی به حداقل رساندن زمان تلف شده!

امسال برای اولین باره که این روزها اصلا حال و هوای "روزهای آخر سال" رو ندارم. این روزها برام با بقیه روزها فرقی نمی کنه. نمیدونم چرا. شاید چون دیگه کلاس ندارم. شاید چون یک کاری برای انجام دادن تو دانشگاه (یعنی همون آزمایشگاه) دارم. واقعا نمیدونم چرا.

به هر حال دو سال گذشت از زمانی که این وبلاگ پر بیننده!!!!! رو راه انداختم. چه زود گذشت.

امیدورام همه دوستام سال 88 براشون بهترین سال زندگی شون باشه.